گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
106
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
و هرگاه شكست بخوريم يك نفر از ما جان به سلامت درنخواهد برد . بنابراين من به سهم خود نمىتوانم باور دارم چگونه پادشاه با اين همه مزايا كه در اختيار اوست اگر قصد نابودى ما را داشته باشد چه احتياجى به عهد و پيمان دارد ، تا ناگزير شود خلاف قول و قرار خود رفتار و در پيشگاه خدايان و در نظر يونانيها و چريكهاى بيگانه خويشتن را بىاعتبار كند » . كلارخوس دلايل فراوانى از اين قبيل بيان داشت . در آن حال تيسافرن با همراهان خود مراجعت كرد و چنين مىنمود كه واقعا قصد بازگشت به مقر حكومت خود را دارد و همچنين ارونتاس ( ساتراپ ارمنستان ) با دستهء خود فرا آمد . اين سركار با دختر پادشاه ازدواج كرده و او را همراه مىبرده است سپس همه حركت كردند . تيسافرن جلو افتاد و فروشگاهى نيز فراهم داشت آريهاوس با چريكهاى بيگانه در لشگر كوروش همراه تيسافرن و ارونتاس روانه شد و با آنها اردوميزد ولى يونانىها تمام مدت نسبت به ايشان ظنين بودند و دنبال راهنماى خود پيش مىرفتند . دو گروه در هر حال با يك فرسنگ يا بيشتر فاصله اردوگاه ترتيب مىدادند و دشمنوار مراقب يكديگر بودند و بدين وسيله نيز حس بدبينى آنها تقويت مىگرديد . گاهى هنگامى كه يونانىها و چريكها در محل واحدى به جمع كردن چوب و هيزم و يا عليق مىپرداختند و از اين قبيل چيزها فراهم ميساختند ميان آنها تصادم اتفاق مىافتاد كه مزيد بر حس بدخواهى مىگرديد . بعد از پيمودن سه منزل به ديوار
--> - پيش آمده بود ، امكان وارد كردن ضربتى را نيافتند در صورتى كه سواران در تعاقب دشمن فرارى تأثير ضربتى فراوان دارند . م